هر مدرسهاي به مثابه يك كشتي است كه بايستي هدفي را دنبال كند . مدرسهاي كه دماغه كشتي خود را در جهت مشخص نگرفته است در درياي مواج سرگردان خواهد ماند. ابتداييترين و اصليترين كاركرد يك رهبر آموزشي، داشتن چشماندازي از آينده و انتقال اين چشمانداز به مربيان، والدين، دانشآموزان و جامعه است . مدرسهاي كه فراتر از ملاك نمره، افزايش درصد قبولي، كنكور تيزهوشان و ... معياري ندارد مثل جزيرهاي تنها و دور افتاده از بطن اجتماع و تحولات شتابنده جامعه پيراموني و جامعه جهاني، دانشآموزي به جامعه تحويل خواهد داد كه «ناتوان از زندگي كردن» است . مدرسه اثربخش ابتدا آينده را تصور ميكند و سپس آن را ميسازد و در اين زمينه بيشترين نقش را به خود دانشآموزان ميدهد تا با هدايت و حمايت اوليا و مربيان بتوانند براي زندگي در شرايط جديد جامعه خود را مهيا سازند .
برنامهريزي استراتژيك، داشتن اهداف ساليانه، ماهيانه و روزانه، آموزش مديريت زمان، استفاده از گروههاي تخصصي، بهرهگيري از اساتيد دانشگاهها، استفاده از منابع عظيم اطلاعاتي از جمله اينترنت و آموزش فرهنگ استفاده صحيح از اين منابع و بسياري ديگر ميتواند مدرسه را نه به عنوان بخشي منفعل و منفك، بلكه به عنوان جلودار، موتور محركه و در نهايت گنجينه ذخاير و ثروت اصلي يك جامعه قرار
دهد. تحصيل توأم با «اشك» با يادگيري به همراه «لذت» تفاوتي اساسي دارد. در مدرسهاي كه بذر اعتماد
كاشته شود، ميوه مشاركت چيده ميشود. مدرسه در نظام آموزشي اسلامي مكان افزوده شدن است نه
كاسته شدن، مدرسه مكاني است براي خوديابي و خودسازي. مدرسه با آشنا ساختن دانشآموزان با مجموعه تواناييهاي خود آنها را صاحب اعتماد به نفس بالا، اهل ريسك حساب شده، عملكرد خردمندانه، تفكر علمي، بينش انتقادي و در نهايت خداجو بار ميآورد.
مدرسهاي كه روي نقاط ضعف دانشآموزان دست ميگذارد مثل باغباني است كه بهجاي بذرهاي مفيد و سالم علفهاي هرز را پرورش ميدهد. مدرسه مكان كرامتبخشي به انسانهاست، در مدرسه مطلوب، مدير آموزشي نهفقط رهبر آموزشي است، بلكه يك رهبر اخلاقي است كه در مدرسه تحت هدايت او معلم، از ياد دادن، دانشآموز از يادگرفتن، والدين از مشاركت و خود مدير از هدايت مجموعه لذت ميبرند. در مدرسه اثربخش به تفاوتهاي فردي افراد با احترام نگريسته ميشود و هر كسي آنگونهاي كه «هست» پذيرفته ميشود تا آنگونه كه ميبايست «ساخته شود» را، خود داوطلبانه بپذيرد و در آن مسير با اوليا و مربيان همكاري كند. در مدرسه اثربخش فضاي مثبتي بر جريان ياددهي- يادگيري حاكم است و هيچ چيز از جمله مدرك تحصيلي، امتحان، نمره و... نميتواند جايگزين منزلت والاي «انسان» شود. هيچچيز به اندازه اصل مشاركت در تصميمگيريها نميتواند باعث آزاد شدن انرژي همكارانه افراد بهويژه اوليا، مربيان و دانشآموزان در جهت رسيدن به اهداف نظام آموزشي شود. هرچه ميزان اطلاعات افراد از جريانات و تصميمگيريهاي مدرسه افزايش پيدا ميكند انگيزه آنها براي حل مشكلات مدرسه بيشتر ميشود. رهبران آموزشي موفق به دنبال ساختن كانالهاي ارتباطي و تعاملي با اوليا، جامعه، رسانهها، مربيان و دانشآموزان هستند كه تا جريان اطلاعات، در اين كانالها بهراحتي رد و بدل شده و افراد اندوختههاي عقلي و بضاعت تجربي خود را در اختيار مدرسه قرار دهند.
مدرسه سالم همان مدرسهاي است كه نقشههاي ذهني گذشته را به چالش ميكشد، ملاك شخصيتدهي و ارزش افزوده را بهجاي «نمره افزوده» ميگذارد، بهجاي فشار بر يادگيري «كشش» در يادگيري ايجاد ميكند. در مدرسه سالم همه افراد اعم از كاركنان، اوليا و دانشآموزان يادگيرنده ميشوند و همه از هم ميآموزند، افراد با هم عهد و پيمان ميبندند كه اطلاعات را به دانش و دانش را به معرفت تبديل سازند. در اين مدرسه اوليا و مربيان بيشتر از خود دانشآموزان به يادگيري علاقه نشان ميدهند و ميآموزند با آموزش بيشتر نهفقط به تربيت بهتر دانشآموزان كمك كنند، بلكه با بيشتر آموختن رمز بهتر زندگي كردن را نيز بيابند.
پــیـــــــــــــــــــــــــــــام هفته
اگر برای یک سال برنامه ریزی می کنید گندم بکارید ، اگر می خواهید برای ده سال برنامه ریزی کنید دررخت بکارید و در صورتی که برای یک عمر برنامه ریزی می کنید انسان تربیت کنید .
تازه های حوزه
شرکت مدیر محترم حوزه در کارگاه 11 روزه آموزش به روش مونته سوری با حضور مدرسینی از انگلستان و مالزی
شرکت کارشناسان حوزه در کارگاه 10 روزه آموزشفلسفه به کودکان